یه روز رشتی میاد خونه میبینه توی
راهرو جای پای کفش قریبه هست. میره تو حال مبینه جای پای گلی رو فرشا رفته
تا توی اتاق خواب. رشتی عصبانی میشه در اتاق خواب رو باز میکنه میبینه یه
مرده خوابیده رو زنش، رشتی خیلی عصبانی میشه به مرده میگه درش بیار، مرده
هم با تعجب کیرشو از کس زنه در میاره کیرش راست تو هوا میمونه، رشتیه میگه
اونو نگفتم کفشاتو میگم.
رشتيه داشته با پسرش از يك دهي رد ميشده، پسرش ازش ميپرسه: باباجون، چرا اين آقاهه داره پستوناي اين گاوه رو ميماله؟!
رشتيه ميگه: واسه اينكه اين آقا ميخواد اين گاوو بخره، ميخواد مطمئن شه كه مريض نيست.
پسره يهو هول ميكنه، ميگه: ااا…بابايي… يعني اكبرآقا هم ميخواد مامانو بخره؟!
رشتیه میره خونه میبینه زنش ساعت دستشه میگه از کجا اوردی زنش میگه یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم
رشتیه شب گرمش میشه میره بالا پشت بام میخوابه . شب میبینه داره صدای آخ و
اوخ و آّه و اوه می آد. ... سریع چراغ قوه رو روشن میکنه و میره خونه نور
چراغ رو میاندازه رو دخترش میگه خوب این که دخترمه .. نور رو می اندازه رو
پسرش میگه خوب این هم که پسرمه . نور رو میاندازه رو خانومش میگه خوب این
هم که خانوممه اونم که بغلش خوابیده منم دیگه ......... تا صبح چند بار
این اتفاق میافته ......فردا صبح رشتیه میره تو فکر میگه : اون که دخترم
بود اون که پسرم بود اونم که خانومم بود اون هم که من بودم پس اون پدرسگی
که چراغ قوه میانداخت کی بود؟
یک شب رشتی از خواب بیدار میشه آب بخوره وقتی میخواسته آب را بخوره میگه
سلام بر حسین یک نفر از زیر تخت میگه سلام عباس آقا
زن رشتی هی غر میزده که شوهر همه همسایه ها رفتن خارج تو هیچ کجا نرفتی
رشتیه میگه کاری نداره من چند روز میرم زیر تخت قایم میشم تو به دوستات
بگو شوهرم رفته آمریکا بعد از چندروز زنه یادش میره که شوهرش زیر تخته یکی
رو میاره خونه و می خوابونه رو خودش رشتیه از زیر تخت میگه پدر سوخته بذار
از آمریکا برگردم!!!
از ترکا می پرسن به مادر امام زمان چی میگن؟ میگه: بستگی داره اگه پایین
شهری باشه ، ننه حجت. اگه وسط شهری باشه مامان مهدی. اگه بالا شهری باشه
خانم عسکری!
کدام شهروند به کدام عملکرد کامپیوتر علاقه دارد؟!تهرانی:short
cut.قزوینیback up.اصفهانی:save.شیرازی:ignore.اردبیلی:hang!!!!
پیدایش اولین عشق:ادم:منو دوست داری؟حوا:اخه گاگول مگه چاره دیگه ای هم دارم؟!!!!
شخصی ادعایی خدائ میکرد.اورا گرفته نزد خلیفه وقت بردند خلیفه برای تهدید
وی گفت پارسال کسی دعوای پیغمبری کرد. اورا گرفتیم وکشتیم مدعی گفت کار
پسندیده کرده اید. زیرا من اورا نفرستاده بودم
دعاي دختر مجرد:اللهم عجل في ازدواجنا
و تکميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدرکا و رشيدا قدا و مالا کثيرا و
بيتا مستقلا و سياره البرشيا
دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تک دانه و کم توقعا و والدينها رو به
موتا و جهيزيتها کامله و کدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمت
ستاد مبارزه با بد حجابي اعلام كرد: نگهداري عسل و ميرزا قاسمي در يخچال ممنوع مي باشد مگر اينكه در يخچال باز باشد!!
غضنفر رو ميبرن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو
کشورتون به اين چي ميگين؟» غضنفر میگه: «ما غلط میکنیم چيزي به اين بگيم
ابی2008:وقتی میای قشنگترین پیرهنت تنت کن...وقتی میری باز دوباره تنت کن...
2 بيتي از باباطاهر: كنيزك را صدا كرديم و كرديم # دو لنگش را هوا كرديم و
كرديم # ندا آمد كنيزك ايدز دارد# توكل بر خدا كرديم و كرديم
يه ترک يه تهراني يه اصفهاني با هم ميرن يه خربزه ميخرن. ميگن هر کي که
امشب شيرين ترين خواب رو ديد اون خربزه رو بخوره. صبح که بيدار ميشن
تهرانيه ميگه من ديشب خواب ديدم تو مسابقه دو شرکت کردم و نفر اول شدم.
اصفهانيه ميگه من خواب ديدم با تمام فاميل رفتيم يک جائيکه همه جور خوراکي
ها بود و مفت مفت بود و ما همينجور مي تونستيم بخوريم. ميبينن ترکه هيچي
نميگه، ميگن تو چي خواب ديدي، ميگه: من هر کاري کردم خوابم نمي برد، ساعت
3 بلند شدم خربزه رو خوردم
خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه
درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت
ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب
اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:
جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا
ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه : بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو
خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه،
كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي!
بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي
از طرز فكرت خوشم اومد
زيباترين هنر عشق ورزيدن است اما از آن زيباتر هنر بي صدا گوزيدن است دوست هنرمندم سلام
1امریكاهی 1 افغانی و1 ایرانی میرند هوانوردی.تو هواپیما امریكاهی می پرسه
اگه چتر نجاتم باز نشد چی كار كنم? افغانی میگه: انشاالله باز میشه. اگه
نشد دكمه 2 رو بزن باز میشه.دوباره میپرسه اگه با دكمه 2 باز نشدچی كار
كنم? ایرانی میگه تو كتاب هدایات صفهه118 برات نوشتن چی كار كنی خلاصه هر
3 تاشون خودشونو میندازن پایین تو راه چتر نجات امریكاهی باز نمیشه.دكمه 2
میزنه.باز هم باز نمیشه.فورا صفهه 118 كتاب هدایات رو باز میكنه میبینه
نوشته: انا للاه وانا اله راجون
فرق زن جنده با پروفسور؟ پروفسور خیلی چیزها تو سرش هست ولی زن جنده خیلی سرها تو چیزش هست
دختر بچه از مامانش میپرسه اونجای همه پسرها مثل بادوم زمینی میمونه ؟
مامانش میگه آره دخترم بخاطر اینکه کوچیکه دختره میگه نه مامان بخاطر
اینکه شوره
مامانه داشته واسه بچه اش قصه ميگفته,قصه كه تموم ميشه بچه به مامانش ميگه خوب ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم
یک روز عربه میره دکتر کیرش رو میزاره رو میز دکتر میگه سرش درد میکنه
میگه نه میگه تهش درد میکنه میگه نه میگه پس چی؟ میگه آقای دکتر کیرو حال
کن
يه روز جاسم كه خيلي آدم آبرو دارو معروفي بوده تو نونوايي واستاده بوده
كه يهو ميگوزه...مردم همه نگاش ميكنن....ا,نم از ترس آبروش دست به دعا بر
ميداره كه خدايا منو از رو زمين وردار ولي آبرومو حفظ كن..خلاصه دعاش
مستجاب ميشه.غيب ميشه...بعد از 300 سال دوباره همونجا ظاهر ميشه . پولشو
ميده به نونوا ميگه نون بده..نونوا پولرو نگاه ميكنه ميگه:اين چيه؟اين كه
مال دوره جاسم گوزوا....!!!!!
رستم نامه !
شنیدم که رستم فلان کاره بود (جنگجو )
فلان جای ایشان کمی پاره بود
( آرنج )
دو دستش همیشه فلان جاش بود
( کمر )
فلان چیز او تا نک پاش بود
(شمشیر )
چو راه فلانش همی تنگ شد
( حوصله )
فلان با فلانش سر جنگ شد
( عقل و احساس )
چو رستم فلانش همی راست شد
( عذم و اراده )
فلان کردنش خوردن ماست شد
( جنگ )
ترکه تو جهنم بوده ...
یه روز میره دم در بهشت در میزنه میگه ... ببخشید یخ دارید ؟
میگن داریم ولی نمیدیم ...
میگه باشه اشکال نداره اما فردا نیاید بگید آب جوش بدید ها ... !!!
به یک آخونده میگن، شما از خودت کون گشاد تر دیدی تاحالا؟
میگه آره، اونهایی که به من میگن التماس دعا حاج آقا
خانوم : ببین من یه لباس واسه مهمونی میخوام که جلوش چاک داشته باشه تا سر
نافم که همه ببینن ، عقبش هم تا روی باسنم چاک داشته باشه که از عقب هم
همه ببینن ، دو تا چاک هم از پهلو داشته باشه که رونم دیده بشه . . .
خیاط : ببین خانوم جان من یه پیرهن معمولی برات میدوزم رفتی مهمونی خودت داد بزن بگو من جنده ام .
یه لوتیه میره اداره ثبت احوال میگه داداش ما اسممون خیلی ضایع هستش, آبرو
ریزی داره به یه گنده-لاتم نمیاد...شوما واسمون عوضش کنین. کارمند اداره
ثبت احوال میگه خب قربان بقرمایین اسم شریف شما چیه؟ لاته میگه "اصغر
عن-چهره". کارمنده یک ساعت می خنده, میگه خب بله حقیقتا این اسم مناسب
نیست. حالا چه اسمی براتون بزارم؟ لاته میگه بزار "اکبر عن-چهره".
غضنفر سواد نداشته , ميره انتخابات رياست جمهوري شركت ميكنه ! بهش ميگن تو
كه سواد نداري ! ميگه مگه ریدن توي مملكت سواد ميخواد
شب بود و خورشيد به روشني ميدرخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با
خانوادهاش در سكوت گوشخراش خيابان قدمزنان ايستاده بود
تركه ميره ميوه فروشي ميگه: *آقا بي زحمت يه كيلو انگور بده. *فروشنده هم
ازون آدمهاي مذهبي بوده، ميگه: نگو انگور، بگو ميوه بهشتي! بعد تركه ميگه:
*آقا دو كيلو هم سيب بدين. يارو ميگه: نگو سيب، بگو جمال محمد! بعد تركه
بادمجون ميخواسته، ميگه: بي زحمت *يه كيلو هم كيرِ بلال حبشي بدين!!!
بچه به معلمش ميگه : خانوم ما ساق پاتونو ديدم . معلم 1 ماه از کلاس اخراجش ميکنه !
بچه بعدي ميگه خانوم ما رونپاتونو ديدم . اينيکي 2 ماه اخراج ميشه !
يکي از بچه ها خودش پاميشه ميره بيرون . معلمه داد ميزنه کجا ؟؟؟؟ ميگه: خانوم ما يه جايي رو ديديم که بايد ترک تحصيل کنيم
آبادانيه داشته لب دريا راه ميرفته، يه بسيجيه مياد بهش گير ميده كه: تو
چرا آستين كوتاه پوشيدي؟! آبادانيه ميگه: ولك تو به روح اعتقاد داري؟!
بسيجيه ميگه: چرا مزخرف ميگي مردك؟! من دارم ميگم تو چرا لباس آستين كوتاه
پوشيدي؟ آبادانيه ميگه: ولك خوب بگو به روح اعتقاد داري؟ بسيجيه ميگه: منو
شاكي نكن! دارم بهت ميگم چرا آستين كوتا پوشيدي؟ باز آبادانيه ميگه: خوب
ولك سوال سختي كه نيست، تو به روح اعتقاد داري يا نه؟ بسيجيه شاكي ميشه،
ميگه: دارم، منظور؟ آبادانيه ميگه:خوب كيرم تو روحت! هوا گرمه ديگه!!!
يارو ميره تو اداره كون گشادا میخواسته استخدام شه. جلوی در ورودی،
دربون اونجا ازش میپرسه: ببخشيد ميتونم كمكتون كنم؟ يارو ميگه: من
میتونم يك گلابی درسته رو بكنم تو كونم! میخوام اينجا استخدام شم.
دربونه بهش میگه: برو خدا پدرتو بيامرزه، من میتونم يك توپ فوتبال رو
بكنم تو كونم، اينجا دربون شدم! يارو گوش نمیده ميره تو. منشی دفتر ازش
میپرسه: چیكار میتونم براتون بكنم؟ باز يارو جريان گلابی و استخدام رو
ميگه. منشيه ميگه: من میتونم يك صندلی رو بكنم تو كونم، اينجامنشی شدم!
فكر نكنم اينجا استخدامتون كنند، ولی به هرحال بايد با آقای معاون دوم
صحبت كنيد. يارو ميره تو دفتر معاون، میبينه داره يك كاناپه رو میكنه
تو كونش! ميگه: اَااه! تو يك كاناپه رو میكنی تو كونت، تازه معاون دوم
شدی، پس رئيستون ديگه چه كون گشاديه؟! معاونه ميگه: هيس! ما الان همه تو
كون رئيسيم
يك كشاورز نمونه ايراني با پيوند درخت پسته و زيتون موفق شد درخت پستون را به عمل آورد .!!!
یه ضرب المثل معروف قزوینی هست که میگه:رفیق اگه رفیق باشه ادم منت زنشو نمیکشه...
یک روز یک خبر نگار داشته آمار میگرفته ببینه هر کسی در هفته چقدر گ.شت می
خوره همینطوری که می پرسیده یکی میگفته 800گرم یکی میکفته 600 گرمبعد
میرسه به یک آخونده میپرسه شما در هفته چقدر گوشت می خورید ؟ میگه 18 کیلو
خبرنگار تعجب میکنه میگه چطور میشه ؟آخونده میره جلو یک تاکسی میگه میدان
انقلاب راننده میگه برو کیرم تو دهنت بعد آخونده به خبرنگاره میگه بیا این
400 گرمش
از يكي ميپرسن مسبب گروني كيه؟ميگه نميدونم....ولي هر كي هست ايشاللا اين دستش هم مثل اون دستش فلج شه...!!!
تركه يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو
ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم
ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه
ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر ميشه
زنه برای هفتمین بار شوهر میکنه. شب عروسی شوهره با تعجب میفهمه که زنه هنوز دختره. می پرسه:
- چطور بعد از شش تا شوهر هنوز باکره ای؟
زنه با گلایه و ناز میگه:
- آخه شوهر اولم رشتی بود کاری ازش بر نیومد.
-شوهر دومم قزوینی بود کاری با جلو نداشت.
-شوهر سومم ترک بود میگفت, آدم که به زن خودش تجاوز نمی کنه که
-شوهر چارمم اصفهانی بود هرشب شورتمو در می آورد, دست میزد به کونم می گفت: آک اس ... حیفس . دوباره پام میکرد.
-شوهر پنجمم همدونی بود هر شب کیرشو در می آورد می گفت: دارم دارم خوبشو دارم. دوباره میذاشت سرجاش.
-شوهر ششم ام آقای خاتمی رئیس جمهور سابق بود. هشت سال تموم می گفت: میکنیم.... میکنیم... آخرشم نکرد.
روزنامه های دیروز : یک پیرزن 90 ساله در پارک مورد تجاوز قرار گرفت .
روزنامه های امروز : هجوم گسترده پیرزنها به پارکها ترافیک خیابانهای اطراف را مختل کرده !!
زنها می تونند در تاریکی مطلق 25 سانتیمتر کیرو تو 2.5 سانتیمتر کس جا
بدن! ولی تو روز روشن نمی تونند 3.5 متر ماشینو تو 5.5 متر جا پارک کنند!
اجاق كاز سخنكو ميكه: خانم محترم غذا آماده است خانم در حال آرايش كردن
بود بار دوم ميكه:كد بانوي محترم غذا حاضر است باز در حال آرايش كردن بود
بار سوم ميكه:جنده غذا سوخت
دخترا در 18 سالگی مثل توپ فوتبالن 22نفر دنبالشونن /28سالگی مثل توپ
هندبالن 10نفر دنبالشونن/ 38سالگی مثل توپ گلفن 1نفر دنبالشونن /48 سالگی
مثل توپ پینگ پنگن دونفر می خوان از خودشون دورش کنن/ در 58سالگی مثل توپ
جنگی هستن همه ازشون فرار می کنن!
چه وقت زنها خدا رو شکر میکنند؟
زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند
مهربانانه فرمود: عزیز من ! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او پانزده میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب سی میلیون می شوی !!!
زن خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر ...
یک روز دو تا رخت شور بی تربیت داشتن با هم حرف میزدن یکیشون میگه آرزوی
من بشکه کیره اون یکی میگه آرزوی من یک بشکه کیر خوابیده هست میگه چرا ؟
میگه چون اگه راست بشن میشه دو بشکه کیر
پسر بچه: پدر اینها چیه؟
پدر: کاندوم برای سکس سالم استفاده میشه پسرم.
پسر بچه: پس چرا تعداد بسته بندی هاش متفاوته؟
پدر: بسته های 3 تایی برای پسر های دبیرستان . یکی جمعه شب/ شنبه شب/ یکشنبه شب
بسته 6 تایی برای پسرهای دانشگاهی. 2تا جمعه شب/2تا شنبه شب/ 2تا یکشنبه شب
و بالاخره بسته های 12 تایی برای مردان متاهل. یکی فروردین/ یکی اردیبهشت/یکی خرداد/.......
پای فیل از اعضای تناسلی شناخته شد، چون اگه فیل پاشو رو کسی بذاره خواهرشو میگاد.
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/08/06ساعت 7:11  توسط shahin
|
به ترکه میگن چرا جورابات یه لنگش آبی یکی قرمز؟ میگه والا نمیدونم بدبختی
اینه که یک جفت دیگه دارم تو خونه اون هم همینطوری
تست فیزیک کنکور اردبیل :سرعت نور چقدر است ؟1_بد نیست 2_خوب است 3_تو خوبی ؟4_چه خبر ؟
ترکه می خواسته آتش نشان بشه.توی آزمون استخدامیازش میپرسنداگر جنگل آتش
بگیره و اون اطراف آب نباشه چه کار میکنی؟ ترکه میگه هیچی تیمم میکنیم
ترکه اسیرآدم خوارها میشه میندازنش تو دیگ باهاش آش درست کنند میبینند
داره میخنده میپرسن چرا میخندی میگه آخه شاشیدم تو آشتون
ترکه ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته سینه میزنه
يه ترکه ميره كتاب خونه ميگه :اقا من اين كتابي را كه برداشتم شخصيت زياد
داشت ولي داستان نداشت, كتابدار ميگه پس ديروز شما بودي كه دفترچه تلفن ما
را برداشته بودي.
ترکه مي ره دکتر مي گه من شبا خواب مي بينم با خرا فوتبال بازي مي کنم.
دکتر مي گه بیا اين قرصا رو بخور مي گه: مي شه از فردا بخورم امشب فيناله
غضنفر رفته بود راهپیمائی . همشهریاش ازش پرسیدن : تو هم بلدی شعار بدی ؟
جواب داد : اره . گفتن : پس یه شعار هم از جانب ما بده . فریاد زد :
ما اهل کوفه نیستیم ..... ما اهل اردبیلیم !
ترکه با یک زن تو آسانسور بود , زن لباسشو در میاره میگه: فکر کن من زنتم. ترک هم لباسشو در میاره میگه: پس اینارو بشور
ترکه میره دانشگاه به ۲ دلیل می فهمن ترکه ! ۱. سامسونتشو می زاره تو
زنبیل ۲. وقتی استاد تخته رو پاک می کنه اونم دفترشو پاک می کنه
تركه با ماشين قراضش ميزنه به يه ماكسيماي نو .با هزار زور وزحمت از
راننده رضايت ميگيره. تو 4راه بعدي دوباره ميزنه به همون ماكسيما .سرشو از
ماشين بيرون مياره ميگه :برو برو منم
مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن
ترکه توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه
ميگه خب خدا رو شکر که اين فقط يه مانوره
تركه ميره پارتي
مي خونه : مي خوام با بوسه گل لبهاتو پرپر كنم
يكهو بسييجيا مي ريزن تو پارتي
تركه ادامه مي ده: گلهاي پرپر شده رو هديه به رهبر كنم
به ترکه میگن یک پستاندار بی دندان نام ببر میگه مادر بزرگم
به يه ترکه می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه
خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا
مگه روشنم می شه؟
به تركه مي گن سفره حج چطور بود ميگه عالي ،خيابوناش تميز ، برجاش بلند ،
ماشينا همه اخرين مدل يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم
یک روز به یک ترکه می گن نظرت در مورد خدا چیه ؟ میگه خدا خیلی خوبه خیلی مهربونه ایشالا حضرت عباس نگه دارش باشه
داریوش میره اردبیل کنسرت اجرا کنه بعد میگه چی براتون بخونم همه میگن ابی بخون
یک روز عزاراییل میاد جون ترکه را بگیره ترکه خودشو میزنه به مردن
به ترکه میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟می گه: راهنمام گیر کرده!!
تركه بالاي پل هوايي ايستاده بوده ميگه: حالا ما خر، ما نفهم ، ما بي شعور ... اينجا اصلأ آب ردميشه كه پل زدن؟
ترکه تو جزيره آدمخوارها گير مي افته. ميگه خدايا! حالا چه طور ثابت كنم آدم نيستم؟
به ترکه ميگن شما آشغالاتون رو تو چي ميريزيد ميگه لاي نون ميگن لاي نون؟ ميگه نميدونم لاي نون يا ناي لون
ترکه سرشو بدون آب شامپو میزنه میخواسته بشوره. بهش میگن: چرا آب نمیزنی؟ میگه: آخه رو شامپو نوشته بود برای موهای خشک !
تركه به يه دختره ميگه با من ازدواج ميكني
دختره ميگه من لزبينم
تركه ميگه يعني چي؟؟
دختره ميگه يعني دوست دارم با دختر سكس داشته باشم
تركه ميگه منم كه لزبينم
ترکه بعد از 3 سال يه پازلو تكميل ميكنه ازش مپرسن فكر نميكني زياد طول كشيده؟ميگه:نه رو جلدش نوشته 5 تا 7 سال!!
يه نفر داشته تو دريا غرق مي شده مدام داد مي زده : من شنا بلد نيستم...من شنا بلد نيستم...
يه تركه از اون طرف رد مي شده بهش ميگه : حالا من تنيس بلد نيستم بايد داد بزنم
یک روز دوست دختر ترکه بهش میگه عزیزم من هر وقت تو رو می بینم پام شل
میشه ترکه میگه اتفاقا من هم هر وقت تو رو می بینم شلم پا میشه
یک روز زنه ترکه گریه و زاری میکنه و میگه تو چرا اینقدر با من سردی
ناسلامتی من زنتم پس کی می خواهی بهم دست بزنی خوب منم دل دارم ..... یهو
ترکه عصبانی میشه قرمز میشه میگه آخه آدم که به زن خودش تجاوز نمیکنه
!!!!!
ترکه تصادف میکنه و ماشینش از جلو جمع میشه فارسه که میخواسته اذیتش کنه
بهش میگه تو اگزوز ماشین فوت کن تا ماشین باز ودرست بشه ترکه شروع میکنه
به فوت کردن تو اگزوز لره که این صحنه را میبینه میگه مرد حسابی همین
کارها را میکنین که میکن ترکا فلان و بهمان شیشه ها را بکش بالا
به رشتيه ميگن از چه راهي براي تنظيم خانواده استفاده ميکني؟؟؟ ميگه در حياط رو قفل ميکنم
حسن اقا تازه بچه اش به دنيا امده بود
بعد همسايشون مياد وميگه :
عجب بچه خوشگلي و...
وخلاصه کلي قربون صدقه بچه حسن اقا ميره
يکدفعه حسن اقا شاکي ميشه ميگه:
حالا يکبار يه کار براي ما انجام داديا...
چقدر منت ميذاري
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/08/05ساعت 13:40  توسط shahin
|
به ترکه میگن چرا زن نمیگیری؟میگه ای بابا اخه کی زنشو به من میده؟!!!
ترکه میخواسته دور کمرشو اندازه بگیره خط کش میکنه تو کونش ضذبدر 3.14 میکنه.
از ترکه میپرسن میدونی امام حسین کجا دفنه-میگه نه کجا؟میگن کربلا - میگه ای خوشا به سعادتش!!!
زن ترکه میره پیش قاضی از دست شوهرش
شکایت میکنه که شوهرم با من رابطه جنسی نداره قاضی به ترکه میگه چرا با
زنت رابطه جنسی نداری؟ ترکه میگه آقای قاضی من ساعت 6 صبح میرم سر کار
ساعت 12 شب برمیگردم .شما خودت رو بذار جای کیر من میتونی پاشی
ترکه لیوان خالی میذاره بالا سرش موقع خواب میگن چرا؟
میگه اومدیم و شب بیدار شدم تشنم نبود!
ترکه تو جبهه بیسیم چی بوده ، بیسیم میزنه به قرارگاه میگه من 5 تا عراقی
دستگیر کردم بیاید ببریدشون !! از قرارگاه پیام میدن که چرا خودت
نمیاریشون ؟؟ ترکه میگه آخه این 5 تا نمیزارن بیام
به تركه می گن دگرگونی یعنی چه ؟
می گه یعنی این گونی نه.
یك گونی دیگه
ترکه داشته گشاد، گشاد راه می رفته بهش میگن چی شده ؟! خدا بد نده! میگه نه بابا خودم بد دادم!
ترکه میره دارو خونه کاندوم بخره ولی اسمش رو بلد نبود.کیرشو میزاره رو میز میگه:خانوم بیزحمت جلدش کنین!!!
از ترکه می پرسن ماه رمضون مثل چیه؟ میگه: مثل سینه های زنمه ، دوست داشتم می گیریم ، دوست داشتم میخورم.
از تركه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق!
يه روز تركه و يه ژاپنيه و يه آمريكاييه ميرن پيش خدا تا خواسته هاشونو بگن.
ژاپنيه مي گه خدايا كي مي شه همه ي تكنولوژي تو كشور ما باشه؟ خدا مي گه
100 سال ديگه. ژاپنيه مي زنه زير گريه خدا مي پرسه چرا گريه مي كني؟ مي گه
آخه به عمر من قد نمي ده.
آمريكاييه مي پرسه كي مي شه همه ي قدرت در دست ما باشه؟ خدا مي گه 200 سال
ديگه آمريكاييه مي زنه زير گريه. خدا مي پرسه چرا گريه مي كني؟ مي گه: آخه
به عمر من قد نمي ده.
تركه مي پرسه خدايا كي مي شه ما آدم بشيم؟ خدا مي زنه زير گريه!!!
تركه رو برق می گیره، می میره، فامیلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه می دن!
به ترکه میگن:اگه تو دریا بیفتی وهیچ درخت یا جزیره ای نباشه که بهش پناه ببری چیکار می کنی؟
میپه:میرم بالای درخت!میگن بابا هیچی نیست که بری روش!
ترکه میگه:مجبورم...می فهمی؟؟مجبورم!!!
به ترکه میگن جمله "دلم هواتو کرده" رو ترجمه کن. میگه:
"My heart Fuck your air"
+
نوشته شده در شنبه
1387/08/04ساعت 15:16  توسط shahin
|
از تركه می پرسن برای بستن یک لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه 3 نفر.
می گن چرا 3 نفر؟ میگه: یه نفر میره بالای نردبون لامپ رو بگیره، دو نفر
هم از پایین، نردبون رو بچرخونن!
يك هواپيما داشته از شهر تركها ميرفته
پاريس، وسطاي راه يهو صداي خلبان از بلندگوها مياد: اَتِنْشِن پليز! ايلده
خلبان اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور چپ هواپيما از كار افتاده، ولي
شما هيچ نترسيد! من خودم واردم، هواپيما رو سالم ميشونم. يك مدت ميگذره،
دوباره صداي خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان
اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! موتور راست هواپيما هم از كار افتاده، ولي شما
هيچ نترسيد! من خودم كلي تجربه دارم، تا فرودگاه بعدي هم راهي نيست،
هواپيما رو سالم ميشونم. باز يك مدت هواپيما دور خودش ميچرخه، دوباره صداي
خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان
اسپيكينگ..مسافران ليسنينگ! همين الان دم هواپيما كنده شد، ولي شما هيچ
نترسيد! من خودم هواپيما رو ميشونم. يك ده دقيقه ميگذره، دوباره صداي
خلبان از بلندگوها مياد كه: اَتِنْشِن پليز! ايلده خلبان اسپيكينگ...
مسافران ريپيد افتر مي! اَشهداَنلاالهالله!...
تركه می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که
اونجا بودن، میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو
خبر نکردیدها!
ترکه میخواسته نماز بخونه مهر نداشته امضاء میکنه .
ترکه شلوارشو برعکس پوشیده بود . ننش بهش میگه گزنفر الاهی گربونت برم که هر وقت داری میری انگار داری میای .
ترکه ميره ماه عسل، يادش ميره زنش رو ببره!
به تركه ميگ بو روزنامه ايران بيار
پنج دقيقه بعدبايه خر برميگرده
ميگن اين چيه آوردي؟
تركه ميگه:ايران نبود همشهري اوردم
دوست دختره تركه باتركه تنهاميشه بهش ميگه بيامن لبهاي توروبخورم وتوهم
لبهاي منو بخور!تركه ميگه اين چه كاريه خوب هركي لبهاي خودشو بخوره
یه ترکه تو اتوبوس میگوزه همه بهش میخندن... میگه اگه میدونستم اینهمه خوشتون میاد براتون میریدم......
تركا يه نفرو محكوم به اعدام در اتاق گاز مي كنن . وقتي مي برنش مي بينه
اتاق سقف نداره . ميگه : اين چه اتاق گازيه كه سقف نداره ؟ تركا مي گن :
كپسول گاز كه خورد تو سرت مي فهمي
ترکه میره مجلسه عزا میخواسته دلداری بده میگه:مرگ حقه!رضا شاه با اون
عزمتش مرد!نادر شاه با اون ابهتش مرد...بابات که کیر اونا هم نبود!!!
یک روز یه ترکه با دوست دخترش که با کلاس بوده میرن رستوران . گارسون لیست
و می اره دختره میگه:من بیف استراگانوف میخورم ، ترکه می خواد کم نیاره هی
لیست و نگاه می کنه یکدفعه مگه: منم بام دیریت جعفری میخورم . گارسون هی
نگاه می کنه میگه:ما همچین غذایی نداریم . ترکه میگه بابا جان اون پایین
نوشته. گارسون میخونه میبینه نوشته:
با مدیریت جعفری؟؟؟؟؟؟؟؟
به ترکه ميگن سوره توحيد رو تفسیر کن ميگه: فکر کنم گفل (قفل) رو دادن به
احد، احد داده به صمد، صمد برده نياورده، کفره احدو درآورده
به ترکه میگن چرا با خودکار میری حموم؟میگه هرجای بدنما میشورم علامت میذارم
به ترکه میگن چرا با گونی شن میبری مگه فرغون نداری؟ میگه چرا ولی تایرش خیلی کمرم رو اذیت میکرد
يك روز يك تركي پدرش تو دستشويي ميميره ميره تو دستشويي ميشينه گريه كردن
ميگن چرا توي دستشويي گريه ميكني ميگه چون دستشويي بوي بابام را ميده
تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه:
ببخشيد، شما تركين*؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش
ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال
برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا
شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو
ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده
به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار
از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست.
به ترکه یک کروکدیل نشون میدن میگن شما به این چی میگین؟ ترکه میگه ما گه بخوریم به این چیزی بگیم
یک روز یک ترکه میره تو حرم امام رضا دستاشو با دستبند قفل میکنه به
میلههای حرم و میگه یا امام رضا نذر کردم که تا حاجتم را ندی دست از تو
بر ندارم باور نداری این هم قفل که زدم و کلیدش رو میندازه تو جمیعیت. چند
ساعت بعد یکی داد میزنه بمب تو حرم گذاشتن و شلوغ میشه وملت پا میزارن
به فرار. ترکه میاد در بره میبینه دستش به قفله داد میزنه یا ابوالفضل به
دادم برس منو از دست این برادرت نجات بده.
يك روز تركها دور هم جمع ميشن تصميم ميگيرن سفينه بسازن برن خورشيد
مشغول كه ميشن يكي از بقلشون رد ميشه بهشون ميگه آخه بيچارهها ميريد
ذوب ميشيد تركا جواب ميدن نه ما فكر اونجاش رو هم كرديم شب ميريم.
جورج بوش گفته بطور حتم ۳ نقطه از قم هدف حمله ی موشکي ما قرار خواهد گرفت.......لره ميگه: چرت ميگه چون قم ۲ تا نقطه بيشتر
نداره........ترکه ميگه: جفتتون زر ميزنيد چون “گم” اصلن نقطه نداره
از ترکه ميپرسن: شما كجاي تهران ميشينيد؟ ميگه: هرجا كه خسته شيم!…
ترک برای درد بیضه میره دکتر .دکتر بعد از معاینه و لمس بیضه ها به ترکه
میگه چه احساسی داری؟ترکه میگه :دکتر جون دوست دارم.
یه ترکه میخاسته از روستای خودش به یه روستای دیگه با خرش سفر کنه. واسه
اینکه تو راه گشنه نشه یه نون و یه دونه پیاز را هم به کمرش میبنده و راه
می افته. وسط راه گشنه اش میشه خرش رو میبنده به تنه درخت و شروع میکنه به
خوردن نون خشک با پیاز. تازه تمامش میکرده که خرش میشاشه، ترکه با قهر به
خرش میگه نامرد اگه چایی سبز با خود داشتی پس چرا گذاشتی من نونم را خشک
بخورم.
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/07/16ساعت 8:31  توسط shahin
|
2 تا ترکه تو قطب از یکی می پرسن اینجا زن سفید پوست دارین؟ میگه آره. می
پرسه زن سیاه پوست چی؟ میگه آره. میگه زن سیاه سفید چی؟ میگه نه. به رفیقش
می گه دیدی اونی که کردیم پنگوین بود!
ترکه میره هواپیما سوار میشه ولی صندلی خودش نمیشینه. مهماندار میاد و
میگه قربان بلیط شما فرست کلاس هست, شما بفرمایید جلو تر بهتره. ترکه میگه
نه همینجا بهتره جام. مهماندار میگه آقای محترم اینجا صندلی هاش به خوبیه
جلو نیست, تو قسمت فرست کلاس جاتون راحت تره. ترکه دیگه عصبانی میشه میگه
ایلده مجه نشنیدی که هواپیما سقوط میکنه سرنشینان همه میمیرن؟ ته نشینان
که نمیمیرن... حالا هی شوما بگو سره هواپیما بهتره.
یه بار یه ترکه سوار تاکسی میشه می بینه یه تیمسار تو تاکسی نشسته.میگه
ببخشید اقا شما سربازید.تیمساره میفهمه یارو ترکه میگه اره.بعد ترکه میگه
تو که سربازی گه میخوری لباس تیمساری میپوشی
يك لاشيه سوار ماشين بوده، همينطور كه داشته ميرفته،* يهو ميبينه جلوتر
نيرو انتظامي داره ماشين ها رو ميگرده. يهو يادش ميفته كه تو كيفش يك كير
مصنوعي داره، از ترسش سريع كيره رو از پنجره پرت ميكنه بيرون. تو ماشين
بغلي دو تا تركه داشتن واسه خودشون مي رفتن كه يهو كيره از جلو ماشينشون
رد ميشه. يكيشون به اون يكي ميگه: غضنفر اين چي بود؟! ميگه: فكر كنم پشه
بود! يارو ميگه: اَاااه...! ولي عجب كيري داشت ها!!!
روز قیامت یه نیسان پر از حیوون از کنار ترکه رد میشه . از ترکه میپرسن کی
بود ؟؟ ترکه میگه : نوح بود کشتی شو فروخته نیسان خریده !!!
یه بابایی تو سربازی میره به رفیقش
میگه, "آقا ما مردیم از بس کف دستی رفتیم. چیکار کنیم به نظر تو؟" رفیقش
میگه, ای بابا, نمیدونی؟ امشب ساعت 12 بیا میگم بهت.
ساعت 12 میشه و
دو نفری میرن میرسن به یه صف طولانی, رفیقش میگه تو این صف وایسا, میرسی
به یه بشکه که همه دارن میکنن توش. وقتی نوبت تو شد, تو هم بکن توش. خلاصه
این بابا هم میره و یه حالی میکنه و دیگه ازون به بعد هرشب کارش همین میشه.
یه بار میره سر جای هرشب میبینه صف دیگه خیلی طولانی شده , همه هم دارن
فوش میدن. میره از رفیقش میپرسه امشت چه خبره؟ رفیقش میگه "کجایی کسخل,
امشب نوبت توعه که بری تو بشکه!"
شعر ترکه براي دوست دخترش: صبح كه دره پنجرمون وا ميشه عصر كه در پنجرمون
وا ميشه شب كه در پنجرمون وا ميشه واي كه چقدر پنجرمون وا ميشه !!!
یک روز ترکه میخواسته با دوست دخترش بره بیرون به دوست دخترش میگه من میام
جلوت تو بگو دربست . دوست دختر یادش میره اشتباهی میگه مستقیم بعد ترکه
میگه مسیرم نمیخوره
به ترکه میگن اگه یه دختر خوشگل و باحال بهت راه بده چی کار میکنی ...؟ میگه ازش سبقت میگیرم
ترکه تو اتوبوس پر جمعیت پیله کردهبود به راننده و مرتب در گوش راننده حرف
میزدراننده هم بهش میگفت : برو بشین سر جات آخرش مسافرها به راننده میگن :
آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره .راننده میگه:نه بابا اومده به
من میگه :چپ کن یه کم بخندیم
ترکه میره یه مهمونی رسمی معذب میشه بهش میگن راحت باش میگوزه
ترکه می خواست هواپیما بدزده لوله تفنگ رو میزاره روی شقیقه خلبان میگه تکون نخور والا با لگد میزنمت
به ترکه میگن چی شد که زن گرفتی؟میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم گفتیم لااقل داماد بشیم
به ترکه میگن سبز لیمویی رو توصیف کن.میگه شما آبی آسمونی رو در نظر بگیر جیش کن توش
ترکه تو مشهد بچه اش گم میشه نذر میکنه و میگه :یا امام رضا دستم به دامنت بچه ام پیدا بشه دیگه غلط کنم بیام مشهد
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/06/21ساعت 9:29  توسط shahin
|
تركه ميرن پيك نيك زنش ميگه بشينم زير
اون درخت خوبه.تركه ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش ميگه
اينجا ماشين ميزنه خلاصه بعد از مقداري بحث ميندازن وسط جاده.بعد ميبينن
يه كاميون داره مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكان نميخورن
كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت.تركه به زنش ميگه اگه زير اون
درخت بوديم مي مرديما !!!!!!!
یه روز به یه ترکه میگن با 10 تا بیل جمله بساز میگه : من بیلمرم هابیل با
بیل قابیلو کشت یا بیلعکس قابیل با بیل هابیلو کشت. میگن این که شد 8
تا.میگه : ابیلفضل از اردبیل
یارو شب جمعه میره داروخانه نوار بهداشتی بخره. داروخانه چی ترک بوده. یه
بسته نوار میده یه منچ هم روش میذاره. یارو با تعجب میگه:
- این دیگه واسه چیه؟
- بدبخت شب جمعه ات که ریده شد توش. اقلاً برو باهاش منچ بازی کن.
ترکه میره داروخانه داد می زنه:
- آقا کاپوت داری؟
- داد نزن آقا یواش بگو زشته..!
ترکه یواش میگه آقا کاپوت میخواستم. میخره و میره.
دفهه بعد میاد یواش میگه:
- آقا وازلین داری؟
- حالا چرا پچ پچ می کنی ؟ خب بگو وازلین داری. حالا چقدر میخوای؟
ترکه "داد" می زنه:
- اندااازه یه چون (کون) کردن.
ترکه یه جنده رو بر میداره میبره توی یک کوچه خلوت, دستش رو میزنه به
دیوار به جندهه میگه "یالا ساک بزن". جنده هه میگه, آقا من حالم بد میشه,
کاره دیگه بخوای میکنم این یک کارو نه... ترکه میگه, نه, گفتم ساک بزن,
جنده هه هم میگه آقا تروخدا.... خلاصه هی باهم جرح و بحث داشتن, یکدفعه
همسایه سرش رو از پنجره میکنه بیرون, میگه , آقا... بیا من خودم برات ساک
میزنم, میدم زنم ساک بزنه, همه دوست و آشناهام ساک بزنن...فقط جون هرکی
دوست داری این دستت رو از روی زنگ ما بردار....!!!
يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينهزني ميومده.
مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده
یکی مادرش میمیره, ترکه میره خبر بده. میگه:می دونی که یه شتره هست دم خونه همه می خوابه؟؟
یارو میگه:خب؟؟
ترکه میگه:حالا رو ننت خوابیده!!!
مسابقه بوده, یه قفس شیر و یه دختر سکی. به ترکه میگن ببین تو اگر این شیر
رو بکشی, می تونی اون دختر رو بکنی. ترکه میگه قبول و میره تو قفس شیر.
بعد میبینن که گردو خاک و سرو صدا, بعد از یک ساعت ترکه میاد بیرون....
میگه "خب ما این شیر رو کردیم...حالا کیرو باید بکشیم؟"
+
نوشته شده در پنجشنبه
1387/06/21ساعت 8:57  توسط shahin
|
لره به ترکه می گه بیا بریم نماز جمعه بخونیم نفری ۱۰۰۰۰تومن میدن ! ترکه
می گه اگه ندادن چی ؟ لره می گه خوب می گوزیم باطل می شه
ترکه میخواسته نماز بخونه میگه الحمدلله رب العالمین... خدایا سرتو درد نمیارم ولاالضالین
ترکه هر شب تو خواب میشاشید یه شب که نشاشید صبح از خوشحالی رید.
یه روز به یه ترکه میگن با 10 تا بیل جمله بساز میگه : من بیلمرم هابیل با
بیل قابیلو کشت یا بیلعکس قابیل با بیل هابیلو کشت. میگن این که شد 8
تا.میگه : ابیلفضل از اردبیل
ترکه میره جبهه میخواد مین خنثی کنه گوششو میگیره پاشو میزاره رو مین.
بچه رشتیه میگه: بابا چرا جوجه ها وقتی میمیرن پاهاشون رو به طرف آسمان بالا میکنن؟
باباش میگه :برای اینکه وقتی مردن فرشته ها بیان اونهارو از پاهاشون بگیرن و ببرن بهشت.
یه روز رشتیه داشته کار میکرده که پسرش می آد و میگه : بابا بابا ... زود
باش بیا مامان داره می میره و پاهاشو گرفته رو به آسمان و فرشته می خوان
اونو با خودشون ببرن . ولی اصغر آقا خوابیده روش و نمیزاره تا فرشته ها
اونو با خودشون ببرن
يک زنه تو اتوبوس می گوزه ترکه پا می شه می گه آقا ما بوديم زنه خوشش میاد
یک چگ برای ترکه می کشه ترکه بلند می شه می که این خانم تا مقصد هرچی
بگوزه به حساب منه
یک روز یک ترکه رو میبرن دادگاه قاضی ازش میپرسه چی شده؟ به قاضی میگه این
جنده خانم قاضی میگه آقا درست صحبت کن جنده چیه بگو خانم بد کاره یا خانم
فاحشه ترکه میگه باشه این خانم بد کاره کیر منو....قاضی میگه کیر یعنی چی
بگو عضو آلت ترکه میگه آقای قاضی من 5 ساله عضو بسیجم یعنی کیرم
اب مایع حیات است پس در مصرف برق صرفه جویی کنید!
روابط عمومی شرکت گاز اردبیل
به تركه ميگن يه واحد كوچيكتر از مثقال نام ببر. ميگه چس مثقال!
ترکه میره خونه دوستش, رفیقش میگه چای میخوری یا قهوه؟
ترکه : راستی گفتی قهوه !!! حاله مادر چیطوره؟؟؟
رفیقش میگه : ای بابا ، حالش خیلی خرابه
ترکه میگی : ها گفتی خراب !!! خواهرت چطوره؟؟؟
یه روز یه فارس از یک ترک میپرسه راست میگن که شماها به خر میگین داداش؟
ترکه لبخندی میزنه دستاشو میزنه رو شونه ی فارس و میگه ... "آره داداش"!
ترکه به آخونده میگه میشه با کفش نماز خوند.آخونده میگه نه .بعد ترکه میگه من خوندم شد
ترکه میمیره عکسی ازش نداشتن که رو قبرش بزارن تا گردن خاکش میکنن
ترکه و لره میرن مکه ترکه میگه خدا جون چرا مردی چرا از پیش ما رفتی ما رو
تنها گذاشتی ...... لره هم میگه دیوونه خدا که نمیمیره خدا شهید میشه
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/06/19ساعت 13:56  توسط shahin
|
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن
به ترکه مي گن با سي دي جمله بساز مي گه چسي دي .مي گن با سي دي صوتي جمله
بساز مي گه: گوزيدي .مي گن با سي دي تصويري جمله بساز مي گه: اووووووووه
پس بگو ريدي
یک روز یک ترکه به شکمش میگه چقدر من کار کنم تو بخوری . شکمش میگه می خوای من کار کنم تو بخوری
تو هوای سرد زمستون، ترکه شاشش میگیره
حسابی و هرجا که میره، دريغ از یه توالت عمومی. خلاصه تو یه کوچه یه خرابه
پیدا میکته و تا زیپشو میکشه پایین یه یارو از پنجره خونه بقلی داد میزنه:
"هی کوسکش اینجا نشاش، قیافشو نگاه، مثله کیر من میمونه"
ترک بیچاره که شاشبند شده بود یا خودش عهد میبنده که از این به بعد دهن همرو بگاد و به هیشکی حال نده.
از قضا یه روز یه هیکلیه میاد دم خونه ترکه شروع میکنه شاشیدن، یهو ترکه
از پنجره داد میزنه:" هی کوسچش،.." که هیکلیه میگه:" هااااا؟"
ترکه :"کیرشو نکاه کن، مثله قیافه من میمونه"
يه روز يه تركه يه دختر رو بلند مي كنه و مي بره كوه
تركه به دخرته مي گه زود باش لخت شو كار داريم تا كسي نيو مده
دختر لخت مي شه و يهو می بینن که داره کمیته میاد...
تركه به رختره مي گه بدو برو اونور وایسا...
پليسه میاد میگه: مردیکه, شما اينجا چي كار مي كنين
تركه:اومدم پيكنيك
پليس:ااا!! تنها؟
تركه:بله، مگه اشكالي داره؟
پليس:پس اون خانوم لخت چيه بالاي كوه
تركه:نمي دونم والا شايد كس كوهيه!!
تركه با دوستش داشته جدول حل ميكرده، از رفيقش ميپرسه:اكبر، آلت تناسلي
زن چيه كه دو حرفيه؟! رفيقش ميگه: عمودي يا افقي؟ ميگه: افقيه. ميگه: خوب
خره معلومه ديگه، لب!
یه ترکه با دو تا سیاه پوست بوده. یه
فرشته بهشون نازل میشه میگه هر آرزویی داشته باشین برآورده میکنم.به سیاه
پوست اولی میگه چه آرزویی داری؟ میگه:من همه چی دارم فقط اگه میشه منو
سفید پوست کن. سفید پوست میشه.به دومی میگه چی میخوای؟ میگه: توکشورم چون
سیاهم خیلی منو اذیت میکنن. منم سفید کن.سفید میشه.به ترکه میگن تو چی
میخوای؟ میگه منم هیچ مشکلی ندارم.این دوتارو سیاه کن.
از ترکه میپرسند چرا اذربایجان را
شرقی و غربی کردند.گفت:برای اینکه خر تو خر نشه.
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/06/18ساعت 10:41  توسط shahin
|
يك بابايي ميخوره زمين دستش پيچ ميخوره، منتها كون گشاديش ميومده كه بره دكتر نشونش
بده.خلاصه دستش يك مدت همينجور درد ميكرده، تا يك روز رفيقش بهش ميگه اين داروخونة
سر كوچه يك كامپيوتر آورده كه صد تومن ميگيره، سر سه سوت هر مرضي رو تشخيص ميده.
يارو هم ميگه: خوب ديگه صد تومن كه پولي نيست، بريم ببينيم چه جورياست. خلاصه ميره
اونجا، ميبينه يك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش يك شكاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس
صد توماني وارد كنيد. يارو يك صد تومني ميگذاره، يهو يك چيز قيف مانند مياد بيرون،
ميگه: نمونة ادرار! طرف هم با خجالت ميكشه بيرون و ميشاشه تو جناب قيف. بعد از دو
سه دقيقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپيوتره يك تيكه كاغذ ميده بيرون كه روش نوشته
بوده: يكي از تاندنهاي دست شما پاره شده. بايد يك هفته ببندينش و باهاش كار سنگين
نكنيد تا خوب شه. يارو كف ميكنه كه اين لا مصب اينهمه چيز رو چطور از شاش آدم
ميفهمه؟! خلاصه كرمش ميگيره كه ببينه ميشه گولش زد يا نه. فرداش يك شيشه مربا
ورميداره، تا نصف توش آب شير ميريزه، بعد ميده سگش توش بشاشه، يك دونه از آدامساي
دخترش رو هم ميندازه توش، آخر كاري هم يك تريپ جلق ميزنه، يكم از آب كيرش رو اضافه
ميكنه به معجون، بعدم ميره همون داروخونه، معجونش رو ميريزه به جاي نمونه ادرار.
كامپيوتره يك 15 دقيقه قيژ قيژ و دلنگ دلونگ ميكنه، بعد يك كاغد چاپ ميكنه ميده
بيرون كه روش نوشته بوده: آب شيرتون آهك داره، بايد لوله كش بياريد درستش كنه. -سگت
قلبش ناراحته، همين روزها تموم ميكنه. -دخترت حاملست، بايد بري خر پسر طبقه پاييني
رو بگيري. -درضمن اگه بخواي همينجوري يك بند جلق بزني، تاندن دستت هيچ وقت خوب
نميشه!!!
یک روزیک بابا میخواسته ننه رو بکنه برای اینکه پسرش نبینه میگه پسرم برو دم
پنجره و هر چی دیدی بگو پسره میره دم پنجره میگه :اصغر آقا دارد نان می خرد اشرف
خانم دارد گوشت می خرد پدر حسنی دارد ننه حسنی را میکند بعد پدره میگه این چیه که
میگی ؟ پسره میگه آخه حسنی هم پشت پنجرست
پسره به مامانش میگه: نمیدونستم که بابا اینقدر ترسوئه؟ مامانش میگه: از کجا
فهمیدی عزیزم؟ پسره میگه: آخه شبهایی که تو نیستی، بابا میره خونه همسایه
میخوابه
یک روز یک پسره تو خیابون به یک دختره جیگرتو بخورم دختره میگه جیگرم
لای پای بابامه برو بخور
یه مرده سر کار کیرش میره لای دستگاه قطع میشه تو ایران نمیتونن کاری
براش بکنن میبرنش خارج دکترا میگن اگه خودت رضایت بدی میتونیم از خرطوم بچه فیل
برات استفاده کنیم...قبول میکنه و عملش میکنن...یه هفته بعد یارو شاکی میشه میاد به
دکتره میگه اقای دکتر این چه کیریه که برام گذاشتین؟کونمو جر داد...دکتره میگه یعنی
چه ؟چی شده؟یارو میگه اخه هر جا میرم هر چی دستش میاد بر میداره میکنه تو کون
من......
يه روز يه جانباز ميره توي وزارت كار استخدام شه . وارد ميشه و سلام
ميكنه . ميگه : ببخشيد من اومدم استخدام شم . رييس ميگه : ما كه هر كسي رو استخدام
نميكنيم بايد شرايط خاصي داشته باشيد . طرف ميگه : من جانبازم . رييس : واقعا ؟ از
كدوم ناحيه ؟
جانباز : من تخم ندارم . رييس : خب چه عالي شما ميتونيد از فردا
ساعت 10 تشريف بياريد سر كار . جانباز : همه ساعت 8 ميان چرا من ساعت 10 بيام
؟
رييس : خب همه از 8 تا 10 از بيكاري با تخمشون بازي ميكنن شما كه نداري همون
10 بيا . يارو 6 ماه اينطوري كار ميكنه تا اينكه رييس صداش ميكنه و ميگه : لطف كنيد
از فردا ساعت 8 تشريف بياريد . جانباز ميگه : چرا ؟ من كه تخم ندارم ؟ رييس ميگه :
ميدونم ولي يه جانباز جديد استخدام كرديم كه دست نداره شما بايد 8 صبح تشريف بياريد
و تا 10 با تخماي ايشون بازي كنيد .
یک روز یک ترکه که خیلی هم چاق و هیکلی بوده میره تو یک کار خونه سوسیس
سازی . میبینه اونجا یه دستگاه هست که از یک طرف گاو سالم واردش میکنن و از اون
طرفش سوسیس میاد بیرون . از رییس کارخونه می پرسه : ببخشید اینجا دستگاهی ندارین که
از یک طرف سوسیس واردش کنیم و از اون طرف گاو بده بیرون؟ رییس کارخونه یک نگاهی بهش
می کنه و میگه :نه آقا این کارو فقط مادر تو کرد.
یک روز یک رشتی زنش را می بره دکتر آقای دکتر میبینه زنه خوب تیکه ای
هست به رشتی میگه برو یک ظرف ماست بخر وبیارتا رشتی میره دکتره کارشو با خانم انجام
میده رشتی که میاد دکتر بخاطر اینکه اون نفهمه کمی ماست می ماله به سر وصورت خانم
بعد رشتی میگه دکتر جان می خوای کاری بکنی بکن دیگه ماست مالی کردن نداره
ترکه ورشتیه می رن اون دنیا . میان برای هم تعریف کنن که چطوری فوت
شدن
رشتیه میگه والا من 1 روزاومدم خونه برای اولین بار خانم را تنها دیدم ذوق
زده شدم سکته کردم
حالا هم در خدمت شما هستم بعد ترکه یک دوونه محکم میزنه تو
سررشتیه میگه خوب خاک بر سرت کنن میومدی دره
یخچالو باز میکردی نه تو میمردی نه
من.
كدام عضو مرد است كه هيچ استخواني ندارد، پررنگ است، دوست دارد تلمبه
بزند و در عشق بازي نقش مهمي دارد؟ : ؟ : اون عضو، «قلب» است، البته نظر شما هم
محترمه
یه روز یه تهرونی حوصله اش سر میره ، میره پیش خدا میگه " آق خدا یه
کاری بکن من از ترکها خرتر بشم " خدا بهش میگه : اینجا دریاست برو واسه خودت شنا کن
. تهرونیه شیرجه میزنه رو خاکها داره دست و پا میزنه که یهو ترکه با قایق می یاد
بالا سرش میگه داداش بیا سوار شو غرق نشی ؟
تو هوای سرد زمستون، ترکه شاشش میگیره حسابی و هرجا که میره، دريغ از یه
توالت عمومی. خلاصه تو یه کوچه یه خرابه پیدا میکته و تا زیپشو میکشه پایین یه یارو
از پنجره خونه بقلی داد میزنه: "هی کوسکش اینجا نشاش، قیافشو نگاه، مثله کیر من
میمونه"
ترک بیچاره که شاشبند شده بود یا خودش عهد میبنده که از این به بعد دهن
همرو بگاد و به هیشکی حال نده.
از قضا یه روز یه هیکلیه میاد دم خونه ترکه شروع
میکنه شاشیدن، یهو ترکه از پنجره داد میزنه:" هی کوسچش،.." که هیکلیه میگه:"
هااااا؟"
ترکه :"کیرشو نکاه کن، مثله قیافه من میمونه"
سه تا ترك رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه،
اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون
ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي
بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي
بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت
ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله
من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم.
+
نوشته شده در جمعه
1387/06/15ساعت 14:37  توسط shahin
|